تبليغاتX
رودبار - WTO ايراني

رودبار

--------------------------------------------------------------

WTO ايراني

بعلت حجم كاري روزهاي اخير ، موفق به نوشتن مطلب جديدي نشدم ولي استقبال و محبت دوستان در مراجعه به وبلاگ اشتياق مرا به گذاشتن مطلب جديد زياد نمود.

مشكل درس خواندن شب امتحان و گذاشتن كارها براي روزهاي پاياني عليرغم توصيه هاي اكيد؛ كه كار امروز را به فردا ميانداز ، باعث افزايش حجم كارهاي انجام نشده در روزهاي پاياني سال است و متاسفانه اين امر منجر به عادت غلط رفتاري همه ما اعم از مدير و كارمند و . . .  شده است.

فشار توليد در روزهاي پاياني سال كه بايد ركورد توليد شكسته شود و روند افزايشي توليد در هر سال نسبت به سال قبل باعث الزام به حضور در كارخانه در روزهاي تعطيل ميشود ؛ ديگر جمعه ما جمعه نيست بلكه هفت شنبه و چهارده شنبه و 21 شنبه  و . . . است . در كنار اين مشق هاي ننوشته بگذاريد علاقه مندي مديران را به شكستن ركوردهاي 2700 عددي و 3100 و احتمالاً 3300 در مقايسه با توليد روزهاي عادي كه به زحمت به 2200 عدد ميرسيد .

البته در كنار همه اين اتفاقات بايد در كليه جشنواره ها و مسابقات شركت نمود تا با كسب لوح ها و تنديسهاي رنگي افتخارات ما كامل شود ، كه از آن جمله  ميتوان به  تلاش گروهي و بي وقفه جمع كثيري از مديران و كارشناسان شركت در جهت ايجاد آمادگي براي كسب جايزه ملي بهره وري EFQM را نام برد كه بنده نيز بعنوان تيم تعالي شركت شديداً در طول ماه گذشته گرفتار اين موضوع بودم . البته لازم بذكر است در راستاي كسب جايزه تعالي در سال جاري ؛ بعد از كسب جايزه INQA و MECCA اين سومين تلاش جهت شركت در حوزه تعالي سازماني و بهره وري است.

---------------------------------------------------------------------

بطور قطع  با تبليغات متفاوت فروش واحدهاي تجاري در نقاط مختلف كشور علي الخصوص شهرهاي بزرگ و اقتصادي منجمله تهران مواجه شديد ؛ مجتمع پرديس زندگي ، نگين رضا ، پاركينگ طبقاتي صادقيه ، فاز 2 بازار سنتي ستارخان ، مجتمع نور تهران  و . . . .

با مراجعه به سايت شهرداري تهران در بخشي كه به معرفي خدمات شهري تهران ميپردازد و آدرس مجتمع ها ، پاساژها ، فروشگاههاي زنجيره ايي و ساير مراكز را دارد چيزي حدود 550 آدرس وجود دارد كه بيشتر آنها مجتمع هايي است كه بالغ بر صدها دهنه مغازه و فروشگاه دارد .

طبق آمار مدير كل نظارت بر اماكن عمومي نيروي انتظامي سه ميليون و دويست هزار واحد صنفي ( با پروانه كسب و بدون مجوز) در كشور وجود دارد ، فارغ از عدم توزيع يكنواخت اين واحدها ، يعني بازاء تقريباً هر 22 نفر يك واحد صنفي .

 اطلاعات فروش يكي از مجتمع ها را تلفني جويا شدم ، با اين مشخصات كه اين مجتمع در مركز شهر و در قطبهاي اقتصادي تهران مانند بازار يا محدوده مراكزي كه به فعاليت خاصي مانند مبلمان ، لوازم خانگي و . . . معروف هستند نيز نبود . با متراژ حداقلي 20 متر و پايين ترين قيمت متري 18 ميليون تومان، براي بدترين قسمت و طبقه پاساژ بايد مبلغ 360 ميليون بپردازيد . مسلماً با افزايش مرغوبيت مغازه به نسبت طبقه و قرارگيري در آن و همچنين افزايش متراژ مسلماً بايد چند برابر اين مقدار پول پرداخت شود .

اگر با توجه به اينكه ملك يك كالاي سرمايه ايي است ، شرط استهلاك سرمايه را براي آن محاسبه نكنيم ، حداقل بايد هزينه سرمايه را براي آن محاسبه نمود ؛ هزينه سرمايه در بازار دولتي با سودهاي سپرده ايي 19.5٪ ساليانه تقريباً 70 ميليون تومان و در بانكهاي خصوصي با سود عقود مشاركتي 27٪ تقريباً 97 ميليون و در بازار آزاد پول با بهره 48٪ سالانه ( 4٪ ماهيانه) بالغ بر 173 ميليون ميشود.

اگر در اين فروشگاه با بهترين حالت كارآفريني 3 نفر مشغول بكار باشند ، با احتساب حداقل حقوق وزارت كار و شرايط قانون كار با احتساب روزانه 4 ساعت اضافه كاري و حضور در روزهاي تعطيل تقريباً 27 ميليون ساليانه هزينه كارگري داريم .

بدون احتساب ساير هزينه ها مانند هزينه آب و برق و سرمايه در گردش و ضرر و زيانهاي احتمالي ، با درنظر گرفتن هزينه كارگري و هزينه سرمايه ( سود عقود مشاركتي) هزينه ماهيانه 11 ميليون خواهد شد .

به اعتراف اصناف ميانگين سود حاصل از فعاليت فروش  حداكثر 20٪ در پوشاك و حداقل 5٪  در لوازم خانگي ميباشد با احتساب سود حداكثري گردش مالي اين فروشگاه بايد ماهيانه 55 ميليون تومان باشد( بنابر اين 55 ميليون سرمايه در گردش هم به سرمايه 360 ميليوني خريد فروشگاه اضافه نماييد) گردش مالي روزانه  بايد  1900000 (يك ميليون و نهصد هزار تومان) باشد . تا هزينه سرمايه و حقوق كارگران پرداخت شود .

 هزينه راه اندازي يك كارگاه يا كارخانه توليدي چقدر است ؟

ميزان اشتغال و كارآفريني اين كارگاه يا كارخانه چند نفر خواهد بود؟

اگر با اين ميزان سرمايه گذاري يك كارگاه توليد پوشاك راه اندازي ميشد ، توانايي توليد چه مقدار پوشاك را داشت ؟ چند فروشگاه مانند فروشگاه مورد مثال ما ميبايستي اقلام مورد نياز خود را از اين كارگاه توليدي تهيه  ميكردند ؟

 آيا بهتر نيست ، بجاي ساخت اين تعداد مجتمع هاي صنفي و بلوكه نمودن سرمايه هاي مردم به فكر ساخت مجتمع هاي توليدي و كارگاهي باشيم – مسلماً  اين مجتمع هاي رفاهي با مشاركت بانكها با ارائه وام ،  و در خصوص مجتمع هاي شهر تهران با مشاركت شهرداري ها ساخته شده اند -  وقتي واحدهاي عرضه كالا زياد باشد و واحدهاي توليد كم  ، بدون حمايت و فاقد توجيه اقتصادي ، شاهد ورود كالاهاي خارجي خواهيم بود .  آيا انصاف است كه اينهمه سرمايه و مصالح  و نيروي كار صرف عرضه كالا هاي خارجي شود .

آيا ما به ويترين كارگاهها و كارخانه هاي چيني و تركيه و . . .  تبديل نشده ايم

 واقعاً آماده حضور در بازاهاي جهاني هستيم !!!  مراكز فروشگاهي شيك و بزرگ جهت عرضه كالاهاي خارجي ؛ يك تفاهم استراتژيك و مشاركت اقتصادي

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:31  توسط سيد عليمحمد طاهري  |