تبليغاتX
رودبار - دستهای کوچک دعا

رودبار

--------------------------------------------------------------

دستهای کوچک دعا

اولین جشنواره بین المللی و سومین جشنواره سراسری دستهای کوچک دعا در ۶ ام تیرماه ۸۷ در تبریز در حالی برگزار شد که خانواده ۳ نفری ما بدلیل برگزیده شدن دعای دخترم رها افتخار حضور در آن را داشتیم.

پیگیری دست اندرکاران برگزاری جشنواره در روزهای قبل آن جهت دعوت و حضور ما در این جشن و دعوت دوستانه و مصرانه آنها جهت این حضور ، و افتخاری که به تلاش و صمیمت دخترم نصیب ما شده بود و حمایت از او جهت رشد و اعتلای فرهنگی ، همگی مصرانه ما را بر آن داشت تا علیرغم عدم وجود بلیط هواپیما و قطار ، شبانه با اتوبوس این سفر را جهت حضور در این جشن داشته باشیم ،  و خوشحالم که این امر اتفاق افتاد و در این جشنواره بی نظیر ، ستودنی و بی بدیل شرکت کردم.

جشنواره دستهای کوچک دعا که به همت حوزه هنری استان آذربایجان شرقی برگزار میشود ،  امسال  دریافت کننده ۸۷۳۰ دعا بود که ۷۲۳ اثر آن توسط کودکان کمتر از ۱۲ سال دهها کشور مانند فرانسه،کانادا،عراق،افغانستان،مراکش،آذربایجان،لبنان،فلسطین،ترکیه و سوریه ارسال شده بود.جوایز جشنواره به ۴ بخش تقسیم شده بود : ۱۶  میهمانان ویژه، ۲۰ اثر برگزیده ، ۹ اثر برگزیده کشوری و ۶ نفر برگزیده در بخش بین الملل .

برگزیدگان کشوری

نفرات اول:محدثه وهاب رجایی(مشهد)،خدیجه دهقان(نی ریز) - نفرات دوم : علی عباسی(دلیجان) ، عطا وثوقی(تبربز)، محمد منصوری(اراک)- نفرات سوم : رزگار رضایی (بوکان)، محمد رضا علوی(تهران)، بابک جاهدی(تبریز) ، ایسان قربانی(گیلان)

برگزیدگان بین المللی

نفرات اول:مجتبی موسوی( افغانستان )، محدثه وهاب رجایی (مشهد) - نفرات دوم: علی الناصر(عراق)، اولویی قلی اوف(آذربایجان) تامرلان حسن اف(آذربایجان)، محمد منصوری(اراک)

دخترم رها  جزء برگزیدگان کشوری بود.

متاسفانه دو کودک برگزیده امسال تامرلان حسن اف ، پریسا الهیاری و پریا پروار از شرکت کنندگان سال قبل دستهای کوچک خود را در دستان خدا گذاشته و در این جشنواره حضور نداشته اند.

توصیف فضای جشنواره ، تاثیر دعای کودکان و معنویت و صفایی که در این جشنواره بود غیر قابل توصیف است ، هنگام نگارش این متن هر چه فکر کردم چطور فضا را توصیف کنم هنگامیکه دعای پریسا ، تامرلان و یا پریا خوانده میشد و صدای گریه هق هق وار پدر پریسا که صندلی پشتی من نشسته بود و با صدای گریه بقیه حضار آمیخته شده بود چه فضایی را ایجاد میکرد مسلما با کلمات قابل وصف نیست ، و یا دعای دختری از بوکان که از خدا خواسته بود چون پدر و مادر ندارد خدا پدر و مادر جدیدی به او بدهد ، دعای خدیجه که از خدا خواسته بود نفر اول شود تا با جایزه اش برای پدرش سنگ قبری بخرد تا از گزند سرما و گرما در امان باشد ، و یا دعای عماد که از خدا خواسته بود که فقط دقیقه ایی پدرش زنده شود تا هدیه ایی که برای روز پدر برایش خریده بود به او بدهد تا کادویی که هوز بسته است باز شود، و یا دعای پسرکی که از خدا خواسته بود که به کسب و کار پدرش رونق بدهد تا آنها نیز بتوانند مانند ثروتمندان گوشت و مرغ بخورند و لباس نو بپوشند.

اما در کنار این دعاها ، دعای پسر کوچکی که از خدا میخواست سر آمپولها را نرم کند و پسر بوکانی کرد زبانی که از که خدا میخواست باران ببارد تا همه جا همچون چشمانش سبز شود و یا دعای رها که از خدا خواسته بود خاله اش ازدواج کند چون موهایش دارد سفید میشود کمی فضای جشنواره را تلطیف نمود.

چه زیبا بود حضور آقای حسن نجفی ( دبیر جشنواره و مدیر حوزه هنری) که تک تک کودکان را پس از اینکه دعای خود را میخوانند و از سن پایین می آمدند با بوسه و نوازش مورد محبت قرار میداد و تمام مدت جشنواره سرپا ایستاده بود و با گریه حضار گریه و با خنده آنها میخندید.

زیبایی بسیاری از هدایا ، برآوردن دعای بچه ها بود ، تهیه لباس مرد عنکبوتی برای پسری که آرزوی داشتن آن را داشت ، تهیه دوچرخه برای تامرلان که افسوس و صد افسوس که نیست تا پا بر رکاب آن بگذارد و چرخهایش را به حرکت درآورد و یا اشتراک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای دختری از محمدیار که دعا کرده بود که خدا کسب و کار پدرش ، که شغل آرایشگری دارد را رونق دهد تا بتواند هزینه حضور او در کانون را بدهد که به همت کانون پرورش فکری کودکان تا سن ۱۷ سالگی عضو افتخاری کانون شد.

صحنه زیبای آخر جمع شدن تمام بچه ها بر روی سن در اختتامیه مراسم بود که آقای نجفی از خانواده پریا و پریسا خواست تا بر روی سن کنار بچه ها  بیایند و این فرزندان را پریا و پریسا خود بدانند؟، و صحبتهای پایانی آقای نجفی که سراسر معنویت و صفا و یکدلی بود . اگر چه جشنواره در فضایی پر طمطراق و پر زرق و برق برگزار نشده بود ولی هماهنگی و همدلی مسئولین و برگزارکنندگان که همچون پروانه دور کودکان و همراهان آنها میچرخیدند و سعی در ایجاد شرایط و محیطی مناسب برای آنها داشتند و صمیمیت  معنویتی که در این فضا موج میزد از هزاران ساعت عبادت و زیارت اثرگذار تر و پربارتر بود و چقد خرسند و خوشحالم که این سعادت که کم از سعادت زیارت معبود در خانه اش نبود نصیب من حقیر ، سراپا تقصیر شد.

در پستهای بعدی ادعیه دستهای کوچک دعا که در جشنواره توسط آنها بیان شد خواهم آورد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:2  توسط سيد عليمحمد طاهري  |