گردشگري
توالي تعطيلات فارغ از اينكه مناسبت آن چه باشد ، انگيزه ايي براي سفر و گردشگري است . چند سالي است كه در مقاطع مختلف سال به محض وجود تعطيلات چند روزه شاهد سفرهاي برون شهري و گردشگري خانواده ها هستيم . فارغ از اينكه دلايل رشد و افزايش اين سفرها نسبت به سنوات گذشته چه ميباشد لازمست ، در خصوص فرصتها و چالشهاي اين سفرها تدابيري انديشيده شده و متوليان استاني و محلي با برنامه ريزي صحيح و تدابير ويژه اين پتانسيل بالقوه را جهت رشد و توسعه استاني و منطقه ايي جذب نمايند.
متاسفانه عليرغم وجود ميل و علاقه ايي كه در مردم جهت گردش و مسافرت ايجاد شده است ، متاسفانه تنها سازمان مرتبط ، كه با برنامه و بسيج نيروي انساني و تجهيزات، آمادگي لازم را جهت رفاه حال مسافرين بكار گرفته و ميگيرد ، پليس راهها ميباشد . عليرغم اينكه تضمين سلامت مردم حين سفرلازمست و ارگانها و نهادهاي مختلفي غير از پليس نيز در افزايش ضريب ايمني سفر دخيل هستند ؛ از جمله وزارت راه، اورژانس، راه داري ها و . . . ، ولي نگاه اقتصادي به اين مقوله لازم و ضروريست و مسلماٌ يك نگاه تجاري و اقتصادي ميتواند در ميزان رضايت و جلب بيشتر مسافر به منطقه ايي خاص اثر مستقيم داشته باشد.
قدم اول: جذب سهم بیشتر از مسافران ؛ احتياج به برنامه ريزي جهت شناسايي جاذبه هاي گردشگري منطقه ، دسته بندي بر اساس علايق مسافران ( جاذبه هاي اكوتوريسم،جاذبه هاي تاريخي، اجتماعي ، . . . ) برنامه ريزي جهت معرفي به مردم بعنوان پتانسيلهاي گردشگري ، مسلماْ بخشي از مناطق ايران در زمينه هاي متفاوت گردشگري شناخته شده ميباشند ولي با اين وجود مسلماْ شناسايي بيشتر و معرفي هاي جديد ميتواند به جذب مجدد مسافر و افزايش آن كمك بسزايي بنمايد.
قدم دوم : تسهيلات سفر ؛ مسلماْ مهمترين دغدغه مسافران به يك منطقه ، شيوه هاي سفر ( وسايل و راههاي حمل و نقل ميباشد) ، گسترش راههاي ارتباطي ، امنيت راههاي زميني ، ايجاد راههاي ريلي و هوايي و برنامه ريزي جهت كاهش زمان سفر كمك بسزايي در انتخاب منطقه مقصد مينمايد ، متاسفانه عدم وجود زير ساختهايي ارتباطي در بعضي مناطق باعث عدم جذب توريست و مسافر شده و مسافران بدليل مشكلات راههاي سفر ، از گردش به مناطق ياد شده صرف نظر مينمايند.
قدم سوم : تسهيلات اسكان مسافر ؛ يكي از ضعيف ترين بخشهايي كه واقعاْ به آن كمتر پرداخته شده است، عدم كنترل اصناف منطقه ، عدم وجود يا كفايت هتلها ، موارد مربوط به تغذيه ، بهداشت ، . . . بنظر ميرسد كه مسافران به حال خود گذاشته شده و هيچ ارگاني ، مسئوليتي در اين مورد براي خود جهت رفاه حال مسافران قايل نيست ، كه بسيار ديده ايد ، حداقل امكانات بهداشتي نيز در خيلي از مناطق تدارك ديده نشده است. مسلماْ عدم برنامه ريزي جهت قدم سوم ؛ برنامه هاي قدمهاي اول و دوم را نيز ناكارا مينمايد ، و مسافران در پايان سفر ، بجاي احساس نشاط و شادابي سراسر خسته و عصبي و پشيمان از سفر طاقت فرسا هستند.
در راستاي اصل ۴۴ و خصوص سازي بهتر است ، در خصوص گسترش زير ساختهاي سفر و اسكان و آژانسهاي گردشگري ( كه ميتوانند ضمن برنامه ريزي دقيق بخشي از مشكلات مسافران خواهان سفر راحت را كاهش دهند) زمينه ورود بخش خصوص را فراهم و ضمن اعطاي تسهيلات ارزان قيمت مشوق ورود علاقمندان به سرمايه گذاري در اين بخش باشند .
