بازاريابي ايراني
چند هفته پيش براي خريد كفش بهمراه خانواده به بازار سپهسالار رفته بودم، نوع برخورد و تلاش فروشندگان جهت فروش كفش من را برآن داشت تا مطالبي در اين مقوله بنويسم كه برخورد مشابهي در شب گذشته در صنف فروشندگان گوشي تلفن همراه اين تصميم را دوچندان نمود.
بطور حتم با افزايش اطلاعات و زمينه هاي انتشار آن كه از حد روزنامه و راديو فراتر رفته ، و به رسانه هاي گسترش اطلاعات اينترنت ، پيامهاي كوتاه،تبليغات ديواري و اتوبوسي و . . . را نيز بايد اضافه نمود، گستره آگاهي و دانش مردم بطور قطع افزايش يافته است .
اگر خواهان كسب اطلاعات هم نباشيم چون به لحاظ زندگي اجتماعي و تكنولوژيكي در مسير كوران اطلاعاتي هستيم ،دائماْ با اطلاعات متفاوت در تماس هستيم . شايد تفاوت دهه هاي جاري با گذشته در اين باشد كه لازم نيست ما براي كسب و جذب اطلاعات تلاش كنيم و به سراغ آنها برويم ، بلكه اين اطلاعات و داده ها هستند كه براي رسيدن به ما دائماْ در حال تلاش هستند و تمامي صاحبان مشاغل، كالا و خدمات با استفاده از ابزارهاي موجود و يا نوع آوري در ايجاد زمينه هاي ارتباطي جديد سعي در معرفي خدمات و داده هاي جديد به ما دارند. پس بطور حتم اگر خواهان خريد يك كالا و يا خدماتي باشيم ، با دسته بندي اطلاعات كسب شده و يا صرف اندك زماني ميتوانيم حداقل اطلاعات را جهت انجام تهيه يك خدمت جديد كسب نماييم.
اگر براي خريد يك كالا و خدمات مراجعه مي كنيد ، شايد اولين مطلبي كه براي شما مهم باشد ، اينست كه فروشنده اطلاعات جديد و صحيحي در اختيار شما بگذارد ، و با شنيدن اولين اشتباه فروشنده در ارائه اطلاعات ، تهيه خدمات از او را منتفي مينماييد. و براحتي عليرغم وجود تنوع كالا و خدمات ، بعضي از ارائه كنندگان اين خدمات را حذف خواهيد نمود.
فروشندگان كفش با ذكر اين مطلب كه "آقا جا باز ميكنه ، مدلش اينه ، نگران نباش جنس يكجوري هست كه يك سايز بزرگ ميشه ، كمكش كن ، هول بده ، بالاخره تو پات رفت ، . . . " ديگر من را خسته كرده بودند و يك جمله بسيار قشنگتر براي ندادن تخفيف به خريدار "جنسها شركتيه ، تخفيف نداره".
شنيدن اينهمه كلمات نامربوط ، باعث عصبانيت من شد بطوريكه در فروشگاهي كه فروشنده آن اصرار به كمك من در بالا كشيدن زيپ يك بوت كه همسرم قصد خريد آن را داشت ، به اوج رسيد و مجبور شدم با فروشنده كمي صحبت كنم .
واقعاْ آيا شما هم در اينگونه مواقع فكر نميكنيد به شعور شما توهين شده، آيا شما بعنوان يك مشتري كه حداقل سالي ۲ بار كفش خريديد نميدانيد كه كفش از اطراف آن جا باز ميكنه نه از قد و اندازه، آيا شما نميدانيد . . . . . ، بطور مثال شما داريد تو آينه اتاق پروو ميبينيد لباسي كه انتخاب كرديد ، مثلاْ به رنگ پوستتان نمي خورد و يا به قدري گشاد و يا تنگ هست كه ميدانيد مناسب شما نيست و از طرف ديگر با به به و چه چه فروشنده مواجه ميشويد. واقعاْ در اين مواقع چه حسي پيدا ميكنيد؟
بطور حتم در يك چرخه تهيه و توليد كالا و خدمات مشتري است . ولي متاسفانه توليدكنندگان كالا و خدمات در كشور ما كمتر توجهي به اين بخش دارند و هزينه تمام شده يك كالا و خدمت بيشتر صرف توليد آن ميشود تا شناخت بازار قبل از توليد و يا بازاريابي و فروش. و شايد به جرات بتوان گفت عدم شناخت مشتري و بازار هدف مهمترين علت شكست توليدكنندگان ما ميباشد .
