ایرانی - جنس ایرانی
"ایرانی جنس ایرانی بخر"
در سالهایی که بر اثر جنگ و تحریمهای شدیدی که به کشور اعمال میشد و برنامه های استراتژیک سازندگی ، شاید این شعار میتوانست به حفظ و توسعه صنایع داخلی جهت رشد و بالندگی کمک نماید . و مسلماْ وجود یک بازار تضمین شده ۵۰ میلیون نفری میتوانست مشوق حداقلی، جهت ایجاد صنایع جدید و یا رشد و توسعه صنایع موجود با توجیه اقتصادی باشد.
ولی در حال حاضر با وجود ایجاد بازارهای جهانی و فرامنطقه ایی و بحث اقتصاد جهانی WTO ، دیگر یک بازار ۵۰ میلیونی نمیتواند افق استراتژیک یک صنعت باشد. همانطوریکه صنایع ما در یک عرصه رقابتی تمایل به حضور در بازارهای جهانی را، در سایه رشد و توسعه صادرات دارند باید به سازوکارهای این حضور نیز مجهز شوند . شايد و بلكه مهمترين اين ابزار كيفيت و خدمات پس از فروش ميباشد و البته قيمت تمام شده . يكي از اثرگذارترين پارامترها در كاهش قيمت تمام شده تيراژ توليد ميباشد . زمينه افزايش تيراژ توليد وجود يك بازار جهاني و چند صد ميليوني ميباشد . پس همانطوريكه سازنده و صاحب صنعت ما نگاه كلاني در بحث بازاريابي دارد. مصرف كننده چه ايراني و چه غير ايراني نيز حق انتخاب يك محصول مناسب چه از لحاظ كيفي ، چه از لحاظ قيمتي و همچنين خدمات گارانتي را دارد.
بحث اجبار يك خريدار ( از هر قومیتی) بعنوان يكي از خريداران محصول نهايي صنايع ، با شعار هایی از این دست جزء ایجاد محدودیت در رشد و توسعه صنایع ندارد . محدود نمودن بازار فروش نه تنها منفعتی برای صاحب صنعت ندارد بلکه به رشد و توسعه آن نیز لطمه وارد مینماید.
حال وقت آن رسیده که با کاهش و رفع موانع - که دسترسی خریدار را به اجناس خارجی را مشکل و گاهی غیر ممکن میکرد - با ایجاد یک عرصه رقابتی صاحبان صنایع را وادار به رشد و توسعه جهت مقابله و رقابت با همتایان خارجی نماییم. زیرا مسلماْ وجود یک بازار انحصاری و غیر رقابتی نمیتواند کمکی به صنایع کشور نماید .و فکر میکنم لازمست کم کم دولت و نهادهای حکومتی در راستای اصل ۴۴ چتر حمایتی خود را از صنایع برداشته و زمینه های ایجاد خوداتکایی را برای آنها فراهم آورند .
البته لازم بذکر است در بعضی از صنایع این رشد ایجاد شده و گاهی شاهد حضور ایرانیان توانمند هستیم . از آنجمله میتوان به صنایع غذایی و بسته بندی اشاره نمود . حتما به خاطر دارید فروشگاههای لوکس را در شهرهای مختلف که ویترین آنها پر بود از مواد غذایی خارجی با رنگها و طرحهای مختلف ولی حالا شاید دیگر جایگاهی در این ویترینها ندارند و جای خود را به محصولات مشابه داخلی با کیفیتی شاید بالاتر و قیمتی مناسب تر داده اند و دیگر خرید و تهیه آنها برای بعضی حسرت نیست. همچنین صنایع لوازم خانگی ، پوشاک، کاشی و سرامیک و . . . البته بعضی صنایع رشد خوبی داشته اند ولی هنوز در مرحله حضور در بازارهای غیرداخلی در حال تمرین و مشق نمودن هستند.
در پستهای بعدی در خصوص صنایع سنتی و لزوم یک دگردیسی و چگونگی آن صحبت خواهم نمود.
