احزاب و انتخابات
موريس دوورژه، جامعهشناس و حقوقدان معروف فرانسوي، حزب سياسي را چرخ دنده ماشين دمكراسي ميداند. برهمين مبنا، دوورژه معتقد است كه نميتوان در جامعهاي از دمكراسي سخن به ميان آورد، ولي به چرخ دنده اصلي آن يعني احزاب، تشكلها و ساير نهادهاي مدني، توجهي نداشت.
يكي از كاركردهاي اصلي احزاب در يك جامعه، آموزش و تربيت نيروهايي است كه انتظار ميرود بتوانند در عرصه اداره امور كشور ظاهر شوند. كاركرد مهم ديگر احزاب، انتقال خواستهها و مطالبات مردمي به مراكز تصميمسازي است. از اين رو، احزاب ميتوانند محل مناسبي براي تجميع مطالبات تودههاي مردمي و اقشار گوناگون به شمار آيند. ديگر كاركرد اساسي احزاب، به نحوه شكلگيري، قدرتيابي و مانوردهي نهادهاي مدني و وابستگي آنان به مردم باز ميگردد. در واقع، هرچقدر حزبي بتواند خطمشيها و سياستهاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي متناسب با شرايط و نياز جامعه را اتخاذ كند، از طرفداران بيشتر و جايگاه مردمي و خاستگاه قويتري برخوردار خواهد بود.
درعين حال، احزاب خارج از دستگاه حاكمه و دولت، بايد با نقد برنامهها و سياستهاي دولت حاكم، برنامهها و پيشنهادات اجرايي و عملي مناسبي براي حل مشكلات مردم و جامعه خود ارايه كنند.
تاكنون 260 حزب در قالب احزاب، كانونها، جمعيتها، مجامع، تشكلها و غيره از كميسيون ماده 10 احزاب پروانه فعاليت گرفتهاند. اما بر اساس اعلام دبيرخانه خانه احزاب ايران، هماكنون فقط 60 درصد احزاب ثبت شده و داراي پروانه فعاليت، در سه جبهه و خطمشي سياسي- اجتماعي عمده شامل اصولگرايان، اصلاحطلبان و اعتداليون، براي كسب قدرت رقابت ميكنند. در همين راستا، تعداد 47 حزب، گروه و تشكل همسو در جبهه اصلاحطلبان قرار دارند كه از مهمترين و مؤثرترين احزاب اين جبهه ميتوان به مجمع روحانيون مبارز، حزب جبهه مشاركت ايران اسلامي، حزب كارگزاران سازندگي ايران اسلامي، حزب جوانان ايران اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و خانه كارگر اشاره كرد. جبهه اصولگرايان نيز بيش از 35 حزب، دسته، جمعيت و گروه را در خود جاي داده است كه شاخصترين آنان، جامعه روحانيت مبارز، حزب مؤتلفه اسلامي، جامعه اسلامي مهندسان، جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، آبادگران و جامعه اسلامي دانشگاهيان هستند. از سوي ديگر، جبهه اعتداليون تعداد 25 حزب و گروه از جمله حزب اعتدال و توسعه و حزب مردم و عدالت را در طيف همقطاران خود دارد. برخي از احزاب و گروههاي ظاهرا مستقل همچون تكنوكراتها نيز هستند كه مستقل و بدون وابستگي به طيف خاصي، در عرصههاي مبارزاتي شركت دارند.
به طور كلى چهار دوره صدر مشروطه، شهريور ۲۰ تا ۲۲ ، انقلاب اسلامى و جنبش دوم خرداد دوران طلايى فعاليت احزاب در ايران به شمار مى آيند . اگر قبل از دوم خرداد وزارت كشور به ۳۹ حزب و تشكل سياسى مجوز فعاليت داده بود پس از دوم خرداد اين رقم به بيش از ۴۰۰ عدد رسيد . اما خود اين تعدد احزاب نقض غرض است و با فلسفه وجودى احزاب كه تجميع منافع است در مغايرت است . در عين حال نمى توان كتمان كرد بخشى از احزابى كه پس از جنبش دوم خرداد به وجودآمدند مولود جنبشى آزاديخواهى بود كه چنين رشد كمى را طبيعى جلوه گر مى سازد. اينكه در كشورى بيش از دويست حزب فعاليت مى كنند ولى در اجتماع تأثيرگذارى كمى دارند بايد مشكل را در عرصه فرهنگ سياسى جست وجو كرد. اين پراكندگى واقعى نيست به دليل آنكه فعاليت سياسى و حزبى در ايران سابقه چندانى ندارد و با توجه به فرهنگ سياسى حاكم بر نخبگان و مردم ، احزاب سياسى معمولاً يك شبه بروز و ظهور مى يابند و با موانعى هم از بين مى روند. حتى معتقدم نمى توانيم بگوييم كه در جامعه بيش از دويست حزب فعال داريم، چرا كه حزب بايد جريان فكرى را نمايندگى كند كه خواست مشخص سياسى و اجتماعى داشته باشد. يكى از كار ويژه هاى احزاب هم ايجاد وفاق اجتماعى است و در صورتى كه تعداد احزاب از حد معينى فراتر رود به تشتت و چندپارگى اجتماعى مى انجامد كه برخلاف فلسفه وجودى آن است.
