تبليغاتX
رودبار

رودبار

--------------------------------------------------------------

مالیات مسکن

ماليات 35درصدي غول گراني مسكن در تهران را بيدار مي‌كند
جمله بالا تیتر رزونامه دنیای اقتصاد مورخه ۲۷ بهمن ۸۷ میباشد . این مطلب که نتیجه مصاحبه با تعدادی از کارشناسان حوزه مسکن میباشد در راستای این جريان میباشد که قانون اخذ مالیات خرید و فروش مسکن ، باعث گرانی مسکن خواهد شد ؛ زیرا مبلغ مالیات توسط فروشندگان به قیمت نهایی مسکن اضافه شده و مشتری ملزم به پرداخت آن خواهد شد.. تعدادی از این کارشناسان خواستار حمایتهای تشویقی دولت به سازندگان هستند تا رکود حاکم شکسته شده و اشتغالزایی رونق یابد ، عده ایی عطف به سابقه تاریخی که اعمال سیاستهایی تنبیهی همیشه گرانی مسکن را بدنبال داشته خواستار عدم اجرای این طرح هستند ، دلیل دیگر که عنوان شده است ؛ عدم اجرای کامل کد رهگیری و راههای فرار مالیات را باعث عدم اجرای کارآمد طرح میدانند و عده ایی نیز زمان  اجرای این طرح را در زمان رونق مسکن میدانند نه رکود آن و قس علی هذا .

متاسفانه :  مفهوم مالیات و ضرورت پرداخت آن ، و مهم تر از آن فرهنگ مالیات كه یکی از کلیدی ترین منابع درآمدی دولت میباشد در ایران نهادینه نشده است . دولت موظف به فروش منابع طبیعی همچون نفت بوده و متاسفانه موظف به تقسیم این درآمد ملی بین مردم است ، و همیشه نیز متهم به بی عدالتی در تقسیم درآمدهای ناشی از این منابع بین مردم بوده است . لذا مردم همیشه در یک طرف میز بعنوان طلبکار از دولت حضور داشته و دولت همیشه به مرم بدهکار است .

نکته اساسی این است که وظیفه مردم در قبال دولت چیست ؟ مردم در قبال شرایطی که جهت گردش پولی و معاملات آنها ایجاد میشود که وظیفه ایی دارند؟ متاسفانه تنها نهاد و قشری که مالیات خود را پرداخت میکنند قشر کارمند و حقوق بگیر هستند و  تاسف بیشتر از اینکه فرار از مالیات در فرهنگ ما ارزش محسوب میشود و هرگاه قانون و لایحه ایی جهت هر کدام از اقشار درآمدی تعیین شده ، متاسفانه گروههای ذی نفع اقدام به تهدید ( البته تهدیدهای به ظاهر کارشناسانه) نموده اند .

مسلماً هدف اصلی تعیین مالیات بر مقوله مسکن جدای از مفهوم فرهنگ مالیات آن جلوگيري از بورس بازي در اين حوزه ميباشد . در سالهاي اخير بدليل افزايش حجم نقدينگي و تجمع آن در دست عده ايي قليل شاهد بورس بازي در خيلي از حوزه ها بوده ايم ؛ حوزه خودرو ، سكه ، ارز ، بورس ، مسكن و . . . نتيجه ورود پول به هر كدام از اين بازارها بدليل كسب درآمد باعث افزايش كاذب  قيمتهاي  ، افزايش كاذب تقاضا و  راكد شدن سرمايه، اشباع شدن بازار و در انتهاء ركود تورمي در بازار هدف هستيم . حال تصور بفرماييد جداي از جذابيتهاي كاذب ايجاد شده توسط دلالان و سودجويان در بازار مسكن ، دولت اقدام به سياستهاي تشويقي در اين حوزه هم بنمايد قطع به يقين اين اقدام از طرف دولت ضربه آخر به مسكن و يا هر بازار ديگر خواهد بود .

هدف دولت در تدوين اين قانون ، در مرحله دوم از نهادينه كردن ساختارهاي مالياتي ، خروج سرمايه هاي سرگردان و سودجو از اين بازار – مسكن بعنوان نياز طبيعي هر خانوار – و برگرداندن آرامش به بازار مسكن و به جريان انداختن بازار واقعي عرضه و تقاضا در اين حوزه ميباشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 8:14  توسط سيد عليمحمد طاهري  | 

WTO ايراني

بعلت حجم كاري روزهاي اخير ، موفق به نوشتن مطلب جديدي نشدم ولي استقبال و محبت دوستان در مراجعه به وبلاگ اشتياق مرا به گذاشتن مطلب جديد زياد نمود.

مشكل درس خواندن شب امتحان و گذاشتن كارها براي روزهاي پاياني عليرغم توصيه هاي اكيد؛ كه كار امروز را به فردا ميانداز ، باعث افزايش حجم كارهاي انجام نشده در روزهاي پاياني سال است و متاسفانه اين امر منجر به عادت غلط رفتاري همه ما اعم از مدير و كارمند و . . .  شده است.

فشار توليد در روزهاي پاياني سال كه بايد ركورد توليد شكسته شود و روند افزايشي توليد در هر سال نسبت به سال قبل باعث الزام به حضور در كارخانه در روزهاي تعطيل ميشود ؛ ديگر جمعه ما جمعه نيست بلكه هفت شنبه و چهارده شنبه و 21 شنبه  و . . . است . در كنار اين مشق هاي ننوشته بگذاريد علاقه مندي مديران را به شكستن ركوردهاي 2700 عددي و 3100 و احتمالاً 3300 در مقايسه با توليد روزهاي عادي كه به زحمت به 2200 عدد ميرسيد .

البته در كنار همه اين اتفاقات بايد در كليه جشنواره ها و مسابقات شركت نمود تا با كسب لوح ها و تنديسهاي رنگي افتخارات ما كامل شود ، كه از آن جمله  ميتوان به  تلاش گروهي و بي وقفه جمع كثيري از مديران و كارشناسان شركت در جهت ايجاد آمادگي براي كسب جايزه ملي بهره وري EFQM را نام برد كه بنده نيز بعنوان تيم تعالي شركت شديداً در طول ماه گذشته گرفتار اين موضوع بودم . البته لازم بذكر است در راستاي كسب جايزه تعالي در سال جاري ؛ بعد از كسب جايزه INQA و MECCA اين سومين تلاش جهت شركت در حوزه تعالي سازماني و بهره وري است.

---------------------------------------------------------------------

بطور قطع  با تبليغات متفاوت فروش واحدهاي تجاري در نقاط مختلف كشور علي الخصوص شهرهاي بزرگ و اقتصادي منجمله تهران مواجه شديد ؛ مجتمع پرديس زندگي ، نگين رضا ، پاركينگ طبقاتي صادقيه ، فاز 2 بازار سنتي ستارخان ، مجتمع نور تهران  و . . . .

با مراجعه به سايت شهرداري تهران در بخشي كه به معرفي خدمات شهري تهران ميپردازد و آدرس مجتمع ها ، پاساژها ، فروشگاههاي زنجيره ايي و ساير مراكز را دارد چيزي حدود 550 آدرس وجود دارد كه بيشتر آنها مجتمع هايي است كه بالغ بر صدها دهنه مغازه و فروشگاه دارد .

طبق آمار مدير كل نظارت بر اماكن عمومي نيروي انتظامي سه ميليون و دويست هزار واحد صنفي ( با پروانه كسب و بدون مجوز) در كشور وجود دارد ، فارغ از عدم توزيع يكنواخت اين واحدها ، يعني بازاء تقريباً هر 22 نفر يك واحد صنفي .

 اطلاعات فروش يكي از مجتمع ها را تلفني جويا شدم ، با اين مشخصات كه اين مجتمع در مركز شهر و در قطبهاي اقتصادي تهران مانند بازار يا محدوده مراكزي كه به فعاليت خاصي مانند مبلمان ، لوازم خانگي و . . . معروف هستند نيز نبود . با متراژ حداقلي 20 متر و پايين ترين قيمت متري 18 ميليون تومان، براي بدترين قسمت و طبقه پاساژ بايد مبلغ 360 ميليون بپردازيد . مسلماً با افزايش مرغوبيت مغازه به نسبت طبقه و قرارگيري در آن و همچنين افزايش متراژ مسلماً بايد چند برابر اين مقدار پول پرداخت شود .

اگر با توجه به اينكه ملك يك كالاي سرمايه ايي است ، شرط استهلاك سرمايه را براي آن محاسبه نكنيم ، حداقل بايد هزينه سرمايه را براي آن محاسبه نمود ؛ هزينه سرمايه در بازار دولتي با سودهاي سپرده ايي 19.5٪ ساليانه تقريباً 70 ميليون تومان و در بانكهاي خصوصي با سود عقود مشاركتي 27٪ تقريباً 97 ميليون و در بازار آزاد پول با بهره 48٪ سالانه ( 4٪ ماهيانه) بالغ بر 173 ميليون ميشود.

اگر در اين فروشگاه با بهترين حالت كارآفريني 3 نفر مشغول بكار باشند ، با احتساب حداقل حقوق وزارت كار و شرايط قانون كار با احتساب روزانه 4 ساعت اضافه كاري و حضور در روزهاي تعطيل تقريباً 27 ميليون ساليانه هزينه كارگري داريم .

بدون احتساب ساير هزينه ها مانند هزينه آب و برق و سرمايه در گردش و ضرر و زيانهاي احتمالي ، با درنظر گرفتن هزينه كارگري و هزينه سرمايه ( سود عقود مشاركتي) هزينه ماهيانه 11 ميليون خواهد شد .

به اعتراف اصناف ميانگين سود حاصل از فعاليت فروش  حداكثر 20٪ در پوشاك و حداقل 5٪  در لوازم خانگي ميباشد با احتساب سود حداكثري گردش مالي اين فروشگاه بايد ماهيانه 55 ميليون تومان باشد( بنابر اين 55 ميليون سرمايه در گردش هم به سرمايه 360 ميليوني خريد فروشگاه اضافه نماييد) گردش مالي روزانه  بايد  1900000 (يك ميليون و نهصد هزار تومان) باشد . تا هزينه سرمايه و حقوق كارگران پرداخت شود .

 هزينه راه اندازي يك كارگاه يا كارخانه توليدي چقدر است ؟

ميزان اشتغال و كارآفريني اين كارگاه يا كارخانه چند نفر خواهد بود؟

اگر با اين ميزان سرمايه گذاري يك كارگاه توليد پوشاك راه اندازي ميشد ، توانايي توليد چه مقدار پوشاك را داشت ؟ چند فروشگاه مانند فروشگاه مورد مثال ما ميبايستي اقلام مورد نياز خود را از اين كارگاه توليدي تهيه  ميكردند ؟

 آيا بهتر نيست ، بجاي ساخت اين تعداد مجتمع هاي صنفي و بلوكه نمودن سرمايه هاي مردم به فكر ساخت مجتمع هاي توليدي و كارگاهي باشيم – مسلماً  اين مجتمع هاي رفاهي با مشاركت بانكها با ارائه وام ،  و در خصوص مجتمع هاي شهر تهران با مشاركت شهرداري ها ساخته شده اند -  وقتي واحدهاي عرضه كالا زياد باشد و واحدهاي توليد كم  ، بدون حمايت و فاقد توجيه اقتصادي ، شاهد ورود كالاهاي خارجي خواهيم بود .  آيا انصاف است كه اينهمه سرمايه و مصالح  و نيروي كار صرف عرضه كالا هاي خارجي شود .

آيا ما به ويترين كارگاهها و كارخانه هاي چيني و تركيه و . . .  تبديل نشده ايم

 واقعاً آماده حضور در بازاهاي جهاني هستيم !!!  مراكز فروشگاهي شيك و بزرگ جهت عرضه كالاهاي خارجي ؛ يك تفاهم استراتژيك و مشاركت اقتصادي

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:31  توسط سيد عليمحمد طاهري  |