تبليغاتX
رودبار

رودبار

--------------------------------------------------------------

مراقبه

ما همگی در جستجوی آرامش و هماهنگی هستيم‌، هرگاه كه شخص بر اثر آشفتگی و اضطراب‌، دچار رنج است‌، نمی‌تواند اين رنج را به خويشتن محدود نمايد، بلكه درد و رنجش را به ديگران نيز منتقل می‌كند و اين اضطراب در فضای پيرامون او منتشر می‌شود. و هر كس كه با او در تماس باشد، دچار رنج و آشفتگی خواهد شد.  انسان بايد با خويشتن و نيز با ديگران در صلح و آرامش باشد.

در سراسر زندگی‌، همواره ناخواسته‌ها اتفاق می‌افتند. خواسته‌ها نيز گاه روی می‌دهند و گاه پيش نمی‌آيند. جريان واكنش ‌دائمی انسان به اين مسائل‌، گره‌های عصبی را بوجود می‌آورد و اين گره‌ها، كل ساختارِ جسمانى و ذهنی انسان را تحت فشار قرار می‌دهند و ذهن را از عوامل منفی لبريز می‌كنند. در نتيجه‌، زندگی به عذاب و مصيبت تبديل می‌شود.

يك راه حل ؛ زمانی كه برای شخص ناخواسته‌ای پيش می‌آيد و انسان با ايجادِ خشم‌، ترس يا هر نوع منفی‌گرايی ديگر، نسبت به آن موضوع واكنش نشان می‌دهد، در چنين وضعيتی‌، بايد هر چه سريع ‌تر توجه خود را به موضوع ديگری معطوف نمايد. مثلاً برخيزد، ليوانی آب بنوشد. تا با اين عمل‌، مانع تكثير و افزايش ‌خشم شده و از آن حال بيرون بيايد.

در اين حال ذهن منحرف شده تا حدودی از چنگ افكار منفی و خشم رها می‌شود امّا در حقيقت‌، اين عمل تنها در سطح ‌آگاه ذهن موثر می‌افتد. يعنی با منحرف كردن توجه‌، عوامل ‌منفی را به سطوح ناخودآگاه ذهن سوق می‌دهيم و در آنجا همچنان به توليد و  تكثير ناپاكی ها می‌پردازيم‌.منحرف كردن توجه‌، تنها سبب گريز از مسئله می‌شود. فرار، يك راه حل بشمار نمی‌آيد، بلكه بايد با مشكل روبرو شد. هرگاه كه عوامل منفی در ذهن پديدار شوند، بايد آنها را مشاهده كرد. بايد با آنها رو در رو قرار گرفت‌. به محض آنكه عوامل منفی ‌ذهن را مشاهده كنيد، قدرتشان را از دست می‌دهند و از ميان می‌روند. ريشه‌كن می‌شوند.

انتقال عوامل منفی به ضمير ناخودآگاه‌، آنها را از ميان نمی‌برد. ابرازِ اين گونه احساسات به صورت گفتار و كردار نيز مشكلات بيشتری را ايجاد می‌كنند. امّا اگر انسان بتواند تنها به مشاهده آنها بپردازد، آن وقت ناپاكی‌ها از ميان خواهند رفت و هر عامل منفی كه از ميان برداشته شود، از قيد آن خلاص می‌شويم‌. اين راه حل بسِيار جالبی است‌، امّا آيا به راستی عملی نيز هست‌؟ آیا يك انسان عادی می‌تواند به آسانی با عوامل منفی روبرو شود؟ هنگامی كه خشم بروز می‌كند آنچنان به سرعت مغلوب آن می‌شويم كه مجال توجه به خشم را پيدا نمی‌كنيم‌.  مشكل در آن است كه ما از زمان شروع فعاليت ‌ناپاكی‌های ذهن بی‌خبريم‌. اين عوامل‌، در لايه‌های زيرين و عميق ناخودآگاه ‌ذهن‌، شروع به فعاليت می‌كنند و هنگامی كه  به ضميرِ خودآگاه می‌رسند، دارای آنچنان قدرتی هستند كه شخص مغلوبشان می‌شود بطوريكه قادر به مشاهده آنها نخواهد بود. 

هرگاه نوعی آلودگی و ناپاكی در ذهن ايجاد شود، همزمان با آن دو نوع تغيير جسمانی نيز روی می‌دهد. اولين تغيير آن است كه نفس ريتم ‌طبيعی ‌خود را از دست می‌دهد. يعنی با ايجادِ عوامل ‌منفی در ذهن‌، نفس تند و خشن می‌شود كه مشاهده چنين تغييری آسان است‌. در سطوحی ظريف ‌تر، نوعی عكس‌العمل ‌بيوشيمياِيی نيز صورت می‌گيرد و حس‌هايی در بدن بوجود می‌آيند. هر نوع آلودگی ذهنی‌، سبب ‌ايجادِ نوعی حس درونی‌، در قسمت‌های مختلف بدن می‌گردد.اين راه حل عملی است‌. برای يک فرد عادی مشاهده آلودگی‌های ذهنی مانند ترس‌، خشم يا شهوت غيرممکن است‌، امّا با آموزش و تمرين صحيح، مشاهده تنفس و حس‌های جسمانی برای  شخص آسان می‌شود و اين تغييرات  دوگانه‌، با آلودگی‌های ذهنی ارتباط مستقيم دارند.

تنفس و حس‌های جسمانی‌، به دو صورت مفيد واقع می‌شوند. اوّل آنكه به مجرّد آنكه آلودگی ذهنی ايجاد شود، نفس حالت طبيعی خود را از دست می‌دهد. فريادش بلند می‌شود كه‌: نگاه كن اشكالی پيش آمده‌!. حس‌های جسمانی دیگر نيز به همين ترتيب ما را آگاه می‌كنند. آنوقت با اين آگاهی‌، به مشاهده تنفس و حس‌های جسمانی می‌پردازيم و متوجه می‌شويم كه با اين عمل‌، آلودگی‌های ذهنی به سرعت از ميان می‌روند.اكنون به كمك آموزش می‌توانيم روی ديگر سكه را مشاهده كنيم‌. می‌توانيم در عين حال از تنفس خود و نيز از آنچه كه در درونمان می‌گذرد آگاه شويم‌. ياد می‌گيريم كه بدون از دست دادن ‌تعادل ذهن‌، نفس يا حس‌های جسمانی ديگر را شاهد باشيم‌. در اين هنگام‌، ديگر واكنش نشان نمی‌دهيم و به درد و رنج خود نمی‌افزائيم‌. در عوض به آلودگی‌های ذهن فرصت می‌دهيم تا آشكار شده و سپس از ميان بروند.

 هر قدر شخص اين تكنيك را بيشتر تمرين كند، با سرعت بيشتری از منفی‌گرايی‌های ذهن آزاد می‌شود. به تدريج ذهن از ناپاكی‌ها  رها شده ، به خلوص و پاكی می‌رسد. يك ذهن پاك‌، همواره لبريز از عشق پاک‌، شفقت، مهرو محبت ، عشق بدون خودخواهی‌، نسبت به دیگران است‌. يك ذهن پاك‌، نسبت به شكست‌ها و رنج‌های ديگران همدردی دارد و از موفقيت‌ها و شادمانی‌های آنها خرسند می‌شود و در مقابل هر نوع موقعيتی‌، تعادل و توازن ‌خويش را حفظ می‌كند.اين تجربه مستقيم از واقعيت درون خويش  و اين تكنيك خودنگری‌، همان مديتيشن ويپاسانا می‌باشد. در زبان هندی رايج در زمان  بودا ،" پاسانا" به معنای نگاه كردن و ديدن با چشمان باز بود، امّا ويپاسانا به معنای مشاهده هر چيز به شكل واقعی آن است و نه بصورتی كه به نظر می‌آيد. بايد در حقيقت ظاهری رخنه كرد تا به حقيقت نهايی ساختارِ جسم و ذهن رسيد.

هيچكس نمی‌تواند در حالی كه با كردار و گفتارش به افزايش آلودگی‌های ذهنی می‌پردازد، برای رها شدن از اين ناپاكی‌ها تلاش كند. بنابراين اجرای اصول اخلاقی‌، اولين قدم لازم برای اين تمرين است‌. انسان‌، متعهّد می‌شود كه از کشتن‌، دزدی‌، رفتار نادرست جنسی‌، دروغگويی و حرفهای ناهنجار‌، مصرف مسكرات و مواد مخدّر پرهيز كند. با خودداری از انجام چنين اعمالی‌، شخص به ذهن مجال آسودگی می‌دهد تا به كارِ يادگيرى  بپردازد.

مرحله بعدی‌، تسلط يافتن بر ذهن ناآرام و وحشی است‌، كه با تمرين تمركز بر روی نَفَس انجام می‌گيرد. در اين مرحله‌، انسان سعی می‌كند كه تا حد امكان مدتی طولانی‌، توجه خود را بر نَفَس متمركز سازد. اين كار، تمرين تَنَفُسی یا تنظيم نَفَس نيست‌. بلكه شخص‌، نفس طبيعی را به همان شكل كه هست مشاهده می‌كند. آنچنان كه وارد می‌شود و آنچنان كه خارج می‌شود. به اين ترتيب‌، ذهن آرامتر شده و از تسلّطِ عوامل ‌منفی و خشن بيرون می‌آيد. همزمان با اين عمل‌، ذهن متمركز شده هوشيار و موشكاف می‌شود و برای تلاش در راه كسب بصيرت‌، آماده می‌گردد.

 اين مراحل دوگانه‌، يعنی برخورداری از اصول اخلاقی و تسلط بر ذهن‌، ضرورت كامل دارند و مفيدند. امّا بدون بهره‌گيری از مرحله سوّم منجر به سركوبی نفس می‌شوند. در مرحله سوم به كمك پرورش بصيرت و شناخت ‌طبيعت ‌خويش‌، آلودگی‌های ذهنی را می‌زدائيم‌، كه اين همان ويپاسانا است‌. ويپاسانا تجربه حقايق درونی‌، به كمك مشاهده منظم و بی‌غرضانه پديده‌های دائم‌التغيير جسم و ذهن است كه به صورت حس های درونی ظاهر می‌شوند. پاك كردن آلودگی‌های ذهن‌، از طريق ‌مشاهده خويشتن‌.

ويپاسانا چنين درمانی است‌. كسی نمی‌تواند با چنين شيوه‌ای از زندگی‌، كه به صلح و تعادل ديگران احترام می‌گذارد، مخالفت كند. كسی نمی‌تواند با عمل ‌كنترل ذهن مخالف باشد. هيچكس با تقويت بينش و بصيرت نسبت به حقيقت درون‌، كه سبب ‌رهايی ذهن از عوامل منفی می‌شود، مخالف نيست‌. ويپاسانا راه و روشی جهانی است‌.

 مشاهده واقعيت‌، به شكلی كه هست‌، از طريق مشاهده حقيقت درونی است‌، به معنای شناخت خويشتن در سطح تجربی و حقيقی است‌. همچنان كه شخص به تمرين ادامه می‌دهد، از درد و رنجی كه بر اثر آلودگی‌های ذهنی ايجاد شده رها می‌گردد. از حقيقت فاحش و ظاهری و خارجی‌، به حقيقت نهايی جسم و ذهن نفوذ می‌كند. آنگاه از اين مرحله نيز عبور كرده ، حقيقتی را كه ماورای حوزه جسم و ذهن و حيطه محدود نسبيت است‌، تجربه می‌نمايد. به حقيقت ‌رهايی مطلق از همه آلودگی‌ها، ناپاكی‌ها و رنج‌ها می‌رسد. بر اين حقيقت نهايی نمی‌توان نامی نهاد. اين هدف نهايی همه انسان‌ها است‌.

  باشد كه همگی شما به حقيقت ‌نهايی دست يابيد.

 باشد كه همه انسان‌ها از آلودگی‌ها و درد و رنجشان آزاد شوند.

 باشد كه همگی از شادی حقيقی‌، آرامش حقيقی و هماهنگی حقيقی  لذت ببرند.

 باشد كه همه موجودات شاد باشند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 11:38  توسط سيد عليمحمد طاهري  |