چند روزي است برنامه صبح راديو جوان ، در واحدهاي وابسته به بهزيستي مثل شيرخوارگاه آمنه تهيه و مستقيم پخش ميشود. دوشنبه ۲۷ اسفند بود ، دخترم چند روزي بود كه بيمار بود و مجبور بوديم شبها تا صبح براي پايين آوردن تبش بيدار بمانيم ، مخصوصاْ همسرم . صبح همسرم را به محل كارش رساندم و خودم برگشتم سركار . باهم تو ماشين نشسته بوديم كه راديو را روشن كردم و برنامه صبح راديو جوان تو شيرخوارگاه آمنه اجراء ميشد و مديريت آنجا در خصوص فرزندخواندگي و خانواده موقت و امين صحبت ميكرد ، بعد با خانمي مصاحبه كرد كه سرپرستي ۲ پسر بي سرپرست كه معلوليت هم داشتند را بعهده داشت ، مجري وقتي ميخواست از صميمت و محبت بين اين زن نيكوكار و دوفرزند خوانده مطلع شود پرسيد بچه ها شما را چي صدا ميكنند ؟ خانم نيكوكار گفت ميتوانيد از خود بچه ها بپرسيد ؟
جواب بچه ها به اين سؤال : "مامان تهراني ".
ديگه متوجه بقيه برنامه نشدم و تو فكر فرو رفتم . راههاي رسيدن به خدا . واقعاْ براي رسيدن به خدا از چه راههايي بايد رفت ؟ اين راهها سخت و صعب العبور هست ؟ واقعاْ رسيدن و ديدن خدا آنقدر مشكل هست كه قيدش را بزنيم يا فقط تو خيال و رويا ، آنهم تو شرايط روحي و مشكلات زندگي توجه ما را بخودش جلب ميكنه ؟ براي رسيدن به خدا بايد دعا كنيم كه خدا به ما پول بده (نــذر بـــرنـده شدن تو قرعه كشي بانك) ، خدايا دكتر بشيم( نذر قبول شدن تو كنكور ) و قس علي هذا ، تا بعد از پولدار شدن مدرسه و كتابخانه و ... بسازيم ، يا بعد از دكتر و مهندس شدن بريم مناطق محروم و خدا را آنجا جستجو كنيم .
خدا چقدر به رسيدن ما ، به خودش احتياج داره كه مجبور باشه براي ديدن و جلب توجه ما اين همه به خواسته هاي ريز و درشت ما توجه كنه و آنها را برآورده كنه ؟
چند سال پيش تلويزيون برنامه ايي را از آسايشگاه كهريزك پخش ميكرد ، يك جوان تقريباْ ۳۵ سال با يك پيكان استيشن قديمي كه آنرا هم قسطي خريده بود ، آخر هر هفته ميرفت آسايشگاه و ۴ تا از پيرمردهاي آنجا را سوار ميكرد و تو شهر ميگردند و نهار را با هم ميخوردند . پيرمردهايي كه ما عليرغم داشتن ماشينهايي مثل بنز و كمري و . . . و خانه هاي چند صد متري ميبريم تو اسايشگاههاي مشابه كهريزك ميگذاريم و بعد تو زندگيمون دنبال جاي خالي خدا ميگرديم .
خدا خيلي دوست دارد كه ما هر چه زودتر راه رسيدن به او را پيدا كنيم نه بخاطر خودش كه بخاطر خود ما . اما مطمئن باشيم براي رسيدن به خدا لازم نيست به خيلي دور دستها نگاه كنيم و دنبال راههاي عجيب و دسن نيافتني باشيم كافيه كمي اطراف خود را نگاه كنيم :
خــــدا هـــمــــيـــن نـــزديــكــيـــهــــاســـــت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8:54  توسط سيد عليمحمد طاهري
|
نرخ بهره بانكها و افزايش حقوق كارگران ، تيتر درشت اخبار اقتصادي پايان سال ميباشد.
طرفين دعوي در تعيين حقوق ، نمايندگان كارگران و نمايندگان كارفرمايان ميباشند و نماينده دولت (وزارت كار و امور اجتماعي) نيز در جايگاه كلان برنامه ريزي و حافظ منافع كارگران و كارفرمايان حضور دارد. نماينده كارگران بواسطه تورم و افزايش هزينه هاي زندگي و رفاهي خواستار افزايش حداكثري حقوق و نماينده كارفرمايان بدليل افزايش هزينه هاي توليد و قيمت تمام شده خواهان افزايش حداقلي مي باشد يكي از شاخصهاي اثرگذار بر تعيين حقوق ، تورم ساليانه ميباشد ، كه اين افزايش حقوق خود بر افزايش تورم ساليانه اثر گذار است .
اما ذكر دو نكته در اين خصوص حائز اهميت است:
۱) شــيــوه هاي افزايش حقوق : بهتر است جهت جلوگيري از اثر گذاري رواني افزايش حقوق بر تورم از شيوه هاي غير ريالي جهت افزايش حقوق استفاده كرد ؛ شيوه هايي مانند سبد خريد ، بن كارت ، سفر كارت ، پوششهاي درماني مكمل ، حمايتهاي تحصيلي ، تخصيص وام با بهره هاي كم به كارگران ، . . . .
۲) تاثير هزينه هاي كارگري بر قيميت كالا و خدمات :ما منكر تاثير گذاري هزينه هاي كارگري بر قيمت تمام شده كالا و خدمات نيستيم ، ولي متاسفانه بدليل سوء مديريت يا بهتر بگوييم عدم مديريت صحيح منابع و توليد و ارائه خدمات ، ملموس ترين هزينه براي يك مدير هزينه هاي كارگري است و اولين موردي كه براي كاهش هزينه به ذهن ميرسد كاهش هزينه هاي كارگري است . در صورتيكه بنگاههاي اقتصادي ما از نرخ پايين بهره وري رنج ميبرند تا هزينه هاي كارگري ، در يك بنگاه بزرگ اقتصادي مانند ايران خودرو كه نزديك به ۳۰۰۰۰ كارگر دارد به گفته مدير عامل اين شركت هزينه هاي كارگري كلاْ ۶٪ قيمت تمام شده ميباشد .
در اين خصوص لازمست مديران بنگاههاي اقتصادي با به مشاوره گرفتن متخصصين نوسازي صنايع و اهل فن در راستاي كاهش ضايعات ، بهبود خطوط توليد ، بهبود شيوه هاي خريد و انبارش و در نهايت افزايش بهره وري گام بردارند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 10:5  توسط سيد عليمحمد طاهري
|
همانطوريكه ميدانيد طي ۲ سال گذشته ، بهره وامهايي كه بانكها در اختيار صاحبان صنايع و مردم قرار ميدهند طبق دستور رياست جمهوري بصورت كاهشي بوده ، بطوريكه بهره بانکهای دولتی از بهره ۱۸٪ به ۱۲٪ و بانکهای خصوصی از ۲۷٪ به ۱۳٪ كاهش يافت و علت اين امر هم اين بود كه قيمت پول و سرمايه در كشور بالا بود ، لذا تاثير مستقيم بر قيمت تمام شده كالا داشته و فشار مستقيم بر مردم، و از جنبه ديگر در بحث رقابت در بازارهاي جهاني و صادرات ، امكان رقابت از توليد كننده داخلي گرفته ميشد ، چون عملا با پرداخت هزينه هايي كه بابت دريافت وام بايد به بانكها ميپرداخت ، قيمت تمام شده محصول افزايش مي يافت.
در اين جريان ، هميشه در انتهاء سال و ماههاي آغازين سال جديد شاهد بحثها و مقالات گوناگوني در اين زمينه در انواع رسانه ها بوده ايم كه دو سوي اين مباحث ؛ صاحبان صنايع كارخانه ها بعنوان مشتريان پول در مقام حمايت از طرح و بانكها و دارندگان پول در مقام مخالفان طرح.
بانكهاي خصوصی سال ۸۵ كه با دستور بهره ۱۷٪ آغاز شده بود را با بحث فرمول محاسبه بهره و مقالاتی در خصوص محاسبات پلکانی ، عملاْ بهره ۱۷٪ تعیین شده را به همان بهره های ۲۱٪ سالهاي قبل تبديل نمودند.
اما كاهش بهره در سال ۸۶ كه براي بانكهاي خصوصي ۱۳٪ و بانكهاي دولتي ۱۲٪ تعيين شد مصادف شد با بحث عقود مشاركتي ، كه يك توافق بر سر نرخ بهره بين بانك و درخواست كننده پول ميباشد.
حتماْ در سال ۸۶ ، علي الخصوص در اين ايام پاياني سال با تبليغات سپرده هاي ۳ ماهه و ۶ ماهه با سودهاي بالاي ۱۶٪ تا ۱۷٪ بانمها از طريق تيزرهاي تلويزيوني ، تبليغات روزنامه ايي و اخيراْ SMS هايي مشابه از بانهاي مختلف دولتي و خصوص مواجه بوده ايد . شايد هميشه اين سؤال براي شما پيش آمده كه چطور بانك ميتواند پول با نرخ سپرده ۱۷٪ از مردم دريافت و با نرخ بهره ۱۲٪ به آنها پرداخت كند ؟ اين تفاوت منفي ۵٪ از كجا جبران ميگردد ؟
فكر ميكنيد چند درصد مردم يا صاحبان صنايع موفق به دريافت وام با اين بهره ها شده اند ؟ طبق مطلبي كه امروز در روزنامه دنياي اقتصاد خواندم شايد ۱۰٪ وامها با بهره هاي تعيين شده از سوي بانك مركزي پرداخت شده ( كه غالب اين وامها هم وامهاي مسكن بوده ) و بقيه وامها در قالب عقود مشاركتي و با بهره هاي ۲۵٪ واگذار شده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 17:24  توسط سيد عليمحمد طاهري
|
اگر داخل شهر تهران تردد كرده باشيد ، حتماْ خودروهايي با خط نارنجي روي در موتور و صندوق را مشاهده نموديد. اين خودروها تحت عنوان ساماندهي مسافربرهاي شخصي ، ساماندهي شده و با توجه به سهميه بندي بنزين ، سهميه مازاد تا ۱۲۰۰ ليتر ماهيانه به آنها تخصيص يافته است.
همچنين حتماْ با واژه ستاد تبصره۱۳ و طرح خروج خودروهاي فرسوده نيز آشنا هستيد و دليل تشكيل اين نهاد و اين طرح را ميدانيد ؛ خودروهاي داراي سنوات بالا بدليل تكنولوژي قديمي(عدم وجود استاندارهاي آلايندگي مانند يورو۳ و۴ در آن زمان) و فرسوده شدن تجهيزات و طراحي قديمي كه هر كدام از اين موارد در مباحث خودروسازي جاي بحث و صحبت دارد بر مصرف سوخت اثر مستقيم و گاه ۱۰۰٪ را دارد. لذا در اين طرح خودروهاي شخصي بالاي ۳۰ سال و تاكسي بالاي ۱۵ سال بايستي از چرخه حمل و نقل خارج گردد.
ســــؤال؟ ربـــــط ۲ پـــــاراگـــــراف بـــــالا چـــــيســــت؟
اگر خودروهاي سواري بالاي ۳۰ سال بايستي از رده خارج و تاكسيهاي بالاي ۱۵ سال نيز با تاكسيهاي نو جايگزين گردد ، و دولت جهت تحقق اين امر يارانه هايي در قالب تبصره ۱۳ جهت نوسازي ناوگان حمل و نقل عمومي اختصاص داده است ، پس چرا شاهد خودروهايي بالاي ۳۰ سال در طرح ساماندهي خودروهاي شخصي هستيم . اگر اين خودروها با مصرف بيش از حد بنزين و ايجاد آلايندگي هم به اقتصاد و هم حفظ محيط زيست لطمه ميزنند و ضرورت تاسيس و تشكيل نهادي تحت عنوان ستاد تبصره ۱۳ رسيدن به اهدافي همچون كاهش مصرف سوخت، كاهش الايندگي و ايجاد استانداردهاي مربوطه ميباشد ، ورود چنين خودروهايي به طرح ساماندهي مسافربرهاي شخصي چه توجيه و ضرورتي دارد ؟
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 10:22  توسط سيد عليمحمد طاهري
|
گزارش آژانس انرژي اتمي و اثبات حقانیت ایران در استفاده از دانش هسته ایی بر همه ایرانیان مبارک
مصاحبه تلویزیونی دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری که شنبه شب ۴/۱۱/۸۶ بعد از خبر ۲۱ از شبکه سراسری و همزمان از شبکه خبر ( که پوشش بین المللی دارد) پخش شد ، مرا بر آن داشت تا در خصوص این برنامه چند سطری تحریر نمایم.
ریاست محترم جمهوری با تشکیل حوزه مشاوران جوان در ریاست جمهوری و وزارتخانه ها ، پیش قراول جوان گرایی در حوزه اجرایی بودند و ادامه اين روند انتخاب وزراء و مدیران جوان در حوزه های مختلف بود . مصاحبه خبری شب گذشته با اجرای آقای کامران نجف زاده ( یکی از خبرنگاران جوان خبر ۸:۳۰) انجام شد ، شيوه اجراء ، گويش ، رفتار ، پوشش ، . . . و مقايسه آن با مصاحبه هاي قبلي كه توسط دو تن از مجريان با سابقه خبر ( آقايان مرتضي حيدري و مراد عنادي ) انجام شد گوياي آنست كه بايد ظرف و مظروف با هم تناسب داشته باشند .
1) لباس غير رسمي آقاي نجف زاده ( پلوور ) در مقابل رياست محترم جمهوري كه با پوشش كاملاْ رسمي حضور داشتند.
2 ) نحوه نشستن بر روي صندلي كه گاهي پاها را زير صندلي بهم قفل ميكرد و گاهي در مقابل رياست محترم جمهوري دراز مينمود. و يا گاهي بر روي لبه صندلي به سمت دكتر احمدي نژاد نيم خيز ميشدند.
3 ) حركات سر در گم كه الگوبرداري از خبرنگاران خارجي ( فرهنگي كاملاْ متفاوت) شده بود مانند زدن دست به زير چانه .
4 ) گذاشتن يادداشت سوالات بر روي ميز سمت چپ كه هر چند وقتي زير چشمي كاغذها را ورق ميزد .
5 ) در انتها مصاحبه ، به كرات كلام و نطق دكتر احمدي نژاد توسط ايشان قطع شد.
6) و . . . . . .
مسلماْ ايشان قابليتهايي دارند كه بايد پرورش يافته و پيرايش گردد ، و قطع به يقين در اين عرصه رشد و پيشرفت براي ايشان غير قابل تصور نيست ، ولي برنامه ايي كه پوشش خبري سراسري دارد و شخص اول اجرايي كشور در مورد موضوع پر اهميتي همچون انرژي هسته ايي قرار است صحبت كنند ، گزارش حاشيه ها و خارج از گود 8:30 نيست . متاسفانه اجرا و گويندگي در رسانه ملي طبقه بندي تخصصي ندارد كه بارها شاهد اين هستيم كه يك هنرپيشه در كسوت گوينده و مجري آنهم در برنامه هاي كاملاْ تخصصي ظاهر ميگردد و يا يك گوينده خبر ، مجري برنامه هاي خانوادگي ميشود و قس علي هذا .
جوان گرايي ؛ يعني پرورش جوانان امروز بر اساس آموزه هاي اسلامي و اخلاقي و ايجاد بسترهاي رشد و توسعه برای آنها
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:53  توسط سيد عليمحمد طاهري
|
چند سالي هست كه طرحي تحت عنوان مديران فردا در بعضي از سازمانها اجراء ميشود . سابقه تاريخي اين طرح در جهان به سال ۱۹۷۴ برميگردد زمانيكه جونز مدير عامل جنرال الكتريك بود .
جونز هفت سال پيش از انتخاب ولش (يعني درسال 1974) با تهيه جزوه “راهنماي انتخاب مديرعامل”، گام اول اين فرآيند را برداشت. او پس از مشورتهاي بسيار با كاركنان واحد منابع انساني ، دو سال روي فهرست نامزدها كار كرد و سرانجام از بين 96 نامزد پيشنهادي كه همگي آنها كاركنان جنرال الكتريك بودند 12 نفر را برگزيد و سپس از بين آنها 6 نفر انتخاب كرد كه ولش بين آنها بود. جونز هر يك از اين 6 نفر را به مديريت يك بخش از شركت منصوب كرد تا مستقيماً زيرنظر خودش كار كنند و او بتواند از نزديك با قابليتها و ضعفهاي آنها آشنا شود. در طي سه سال بعد ، جونز به تدريج عرصه را تنگ تر كرد و آن افراد را در معرض انواع چالشها ، ارزيابيها ، گفت و شنودها قرارداد، و نحوه كار و طرز فكر آنها را با دقت مطالعه كرد. همانطوريكه ميدانيد جك ولش يكي از موفقترين و شايسته ترين مديران قرن پيش بود .
اما سابقه تاريخي طرح در ايران به سال ۱۳۸۲ در ايران خودرو بر ميگردد كه توسط دكتر ابوالعلايي انجام شد كه در نتيجه ۴۴ نفر انتخاب شدند كه از اين افراد ۲۱ نفر در حال حاضر داراي پست در ايران خودرو ميباشند ، اينكه اين نفرات پس از طي نمودن اين روند جهت تصدي مسئوليت انتخاب شده اند يا خير جاي بحث دارد ؟ اين طرح توسط دكتر ابوالعلايي در سازمان گسترش و نوسازي نيز اجراء شد و گويا ساير سازمانها و وزارتخانه ها نيز از جمله شركت نفت در حال اجراي اين رويه هستند ، حال كه ايران خودرو براي دومين بار و آنهم در سطحي وسيعتر يعني در مجموعه گروه صنعتي ايران خودرو ، و با مشاركت بيش از ۱۱۰۰ كارشناس اقدام به برگزاري مجدد اين طرح نموده جاي تعمل دارد تا از منظر اجراي اصل ۴۴ به اجرايي بودن اين طرحها نگرشي داشته باشيم.
در حاليكه هنوز اصل ۴۴ كه پياده سازي آن از تاكيدات مقام معظم رهبري بوده و دولت و مجلس اهتمام زيادي در تدوين قوانين و دستورالعملهاي اجرايي آن دارند ، اجراي چنين طرحهايي صرفاْ مشق نظام براي دوره اجرايي آن ميباشد .
اميدوارم با اجرايي شدن اصل ۴۴ ، شاهد پرورش مديران شايسته و متعهدي باشيم كه در راستاي طرح چشم انداز ۲۰ ساله و ايران ۱۴۰۴ ، به شايستگي در قله هاي رفيع افتخار و دانش قرار گرفته و با اتكاء به رهبري اين مديران ، بتوانيم اهداف تعيين شده را محقق سازيم.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 17:1  توسط سيد عليمحمد طاهري
|