سفرنامه 3
به هر حال بعد از گذشتن از چند ابادي در مسير از جمله سنگرود و معدن آن به شهر جيرنده رسيديم . بخش عمارلو شامل دو دهستان جيرنده و كليشم ميباشد و شهر جيرنده تنها شهر بخش عمارلو و داراي ۲۶۱۶ نفر جمعيت ميباشد . سپس از آنجا حركت و به سمت كليشم رفتيم كه در مسير از آبــــاديهاي آيينه ده، يكنم، اسكابن،پارودبار، انبوه، ناوه،ويه گذشتيم .
كليشم كه ده مركزي بوده داراي ۲۲۴ خانوار و ۷۰۴ نفر جمعيت ميباشد ، اين آبادي قبل از زلزله بيش از ۷۰۰ خانوار بود كه بعد از زلزله بدليل مهاجرت كاهش يافت ، داراي يك دبيرستان شبانه روزي ميباشد كه آباديهاي اطراف از آن استفاده ميكنند .
مسيري كه در اين روز بازديد شد ، بيشتر باعث افسوس من و به نگرانيهاي روز گذشته من دامن زد. واقعا محروميت و كمبود امكانات به وضوح در بخش عمارلو مشهود ميباشد ، عليرغم زيبايي هاي چشمگير ، وجود كارخانه آب معدني داماش كه در كل ايران شناخته شده و همه گير ميباشد ، كارخانه سنگرود ، به جرات ميتوان گفت نسبت به ساير بخشهاي منطقه بيشتر موذد كم لطفي و بي توجهي قرار گرفته است . بطوريكه آب كليشم بدليل بدهي برق چاه اب كه فقط ۲۰۰ هزار تومان بود قطع لذا اهالي اب نداشتند.
بعد از كليشم تصميم گرفتيم به جاي برگشت از مسير قبلي به سمت بخش خورگام و روستاي بره سر از مسير جديد برويم . اين فاصله تقريبا ۳۰ كيلومت و جاده كاملا خاكي ميباشد . اهالي كليشم جهت ورود به سمت گيلان از اين مسير تردد ميكنند و در صورت ورود به قزوين از جاده لوشان و جيرنده .
بعد از طی مسافتی نزدیک به ۵ کیلومتر با دیدن دریاچه ای در آن ارتفاع واقعا به وجد آمدم ، دریاچه ای زیبا به رنگ آبی آسمانی زیر نور پر تلالو خورشید که در کنار آن عده ای ماهیگیری میکردند و صدای پارس سگ گله و گله گوسفندی که در فاصله نزدیک آن بودند این زیبایی طبیعی را دوچندان مینمود.
افسون و صد افسون از این چنین اکو توریسم طبیعی که معرفی نشده تا گردشگران مشتاق را به خود جذب نموده تا رونق و زندگی را مجددا به این منطقه برگرداند .
بعد از کمی توقف مجددا حرکت نمودیم و از آبادیهای مسیر همچون صیقلده ، گوپل ، گرزنه چاک، قوشه لانه ، ... گذشتیم تا به بره سر رسیده و همان مسیر روز قبل را طی و به رستم آباد رسیدیم . برای صرف نهار مجددا به رستوران درفک رفتیم. تقریبا ساعت ۳ بعداظهر بود که رسیدیم.
لازمست در خصوص این رستوران مطلبی را بنویسم . عکسهایی از محمدعلی کلی ، رضا زاده و استاد مشایخی که بهمراه آقای بامدادی ( مدیر رستوران) بسیار جلب توجه مینماید . اخلاق خوب و صفای باطن آقای بامدادی و رفتار دوستانه ایشان ، صمیمیتی را به محیط و شما میدهد که باعث میشود به سختی آنجا را ترک کنید .
ایشان اظهار لطف نموده ، و هنگام صرف غذا کنار ما حاضر شده و دقایقی را به گفتگو پرداختیم . بعد از صرف غذا ساعت ۴ بعداظهر به سمت تهران حرکت کردم.
پایان سفر
